العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
231
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
تنگدستى خوارى است ، بهترين سرشت نيكى به پدر و مادر است ، ترسيدن شريست كه بايد ترسيد ، در شتاب لغزش است ، نيست خيرى در لذتى كه دنبالش پشيمانى است ، خردمند كسى است كه تجربهها او را اندرز دهد قاصد تو بازگوكنندهى خرد تو است ، هدايت كورى را دور كند ، با مخالفت همبستگى نيست آنكه خائن را انتخاب كند خيانت كرده ، ميانهرو هرگز نابود نشود پارسا هيچ گاه بينوا نشود ، خبر مىدهد از مرد كسى كه با او است ولى از او نيست . چه بسا كنندهى قبر براى ديگران خودش در آن قبر جا بگيرد ، نيست هر چيزى كه از آن بيمناكى زيان رساننده . چه بسا ناتوانى ببزرگى برگردد ، آنكه از روزگار در امان باشد خيانت كرده ، هر كس روزگار را بزرگ شمارد به دو جسارت نموده و هر كس او را خوار شمارد او را خوار ميشمارد و هر كس بسوى او پناه آورد بسلامت ماند ، هر تيراندازى بهدف نميرسد ، هر گاه سلطان دگرگون شود زمان دگرگون گردد ، بهترين اهل تو آنانند كه ترا بس باشند ، بهرهى شوخى كينههاست ، پوزش طلب كسى را كه كوشش نموده . چه بسا آزمندى كه بخواستهاش نرسد ، اصل دين يقين صحيح است ، همهى اخلاص دورى كردن از گناهانست ، بهترين گفتار آنست كه كردار را تصديق نمايد ، سلامتى در پايمرديست ، دعا كليد رحمت است ، بپرس از رفيق پيش از راه رفتن ، پيش از خريد خانه از همسايهاش بپرس ، باش در دنيا به حال كوچ كردن ، با خود ببر كسى را كه بهترين راهنماست ، بپذير پوزش كسى را كه از تو پوزش مىطلبد و مردمان را ببخش ، بدى كسى را جبران مكن . برادرت را پيروى كن اگر چه ترا نافرمانى كند به دو پيوند كن گر چه ترا ستم نمايد ؛ نفست را به جود و بخشش عادت بده و براى او اختيار كن از هر عادتى خوب آن را زيرا كه نيكى عادت است .